استاد واقعی کیست؟

استاد واقعی کیست؟
کسی که نقاط ضعف انسان رو رک و پوست کنده بیاره جلوی چشمش و صریح و کوبنده بهش بگه که «باید تغییر کنی» ؟؟؟

استاد واقعی کیست؟
کسی که سعی میکنه همیشه بهترین ویژگی های انسان رو بلد کنه و به آدم اعتماد به نفس بده، امید و انگیزه بده و بهش بگه میتونی این کار رو از بقیه بهتر انجام بدی؟؟؟

استاد واقعی کیست؟
کسی که خیلی منظم و مرتب بیاد مطالب آموزشی سازمان بندی شده اش رو بگه و پولش رو بگیره و بره، و هیچ غصه ای نخوره برای زندگی شاگردش؟؟؟

استاد واقعی کیست؟
اون کلاهبرداری که وارد زندگی انسان میشه و با ضرباتی که میزنه و زخم های روحی و ذهنی و مالی ای که به جای میگذاره، به آدم «می‌قبولونه» که باید قوی تر بشی باید رشد کنی باید آپشن هات رو زیاد کنی؟؟؟

استاد واقعی کیست؟
پیر مرد های باتجربه ی بیکار داخل پارک ها که بدون منت و بی هیچ درخواست پولی با شما ساعت ها ممکنه صحبت کنند و راهنمایی بدند؟؟؟

استاد واقعی، «از نظر من» یک توهم است؛ وجود خارجی ندارد. بگذارید توضیح بدم: اگر منظورمان از «استاد» کسی است که «هر» جا به دوراهی خوردیم و از او راهنمایی خواستیم هر چه گفت درست است، مثل داستان خضر و موسی، اگر این را میگوییم استاد، این توهم است. یعنی به این علت که ما نه پیامبری داریم نه امامی داریم نه معصومی که زنده باشد، این یعنی «تمام» افراد زنده(!) ی این جهان ناقص اند، حتی باتجربه ترین افراد که به چشم دیده اید.

انسان باید از فرد درست اطلاعات درست را بگیرد، و «مدام» مراقبت کند از ذهنش که نکند من این شخص را که مثلا برای یادگیری «آواز» بهش مراجعه کرده ام و استادم شده، در جنبه های دیگر زندگی هم استاد تلقی کنم.
خیلی ها میگویند نباید کسی را «بت» کرد.
این جمله درست است به نظر شما؟؟ تا چه حد؟؟ کجا ها؟؟

به عقیده ی من بت سازی باید باشد، منتها یک معلم را باید فقط در حوزه کاری خودش بت کنیم(در ذهن).
بگذارید مثالی بزنم، شما میروید یک معلم برای یادگیری دفاع شخصی میگیرید برای خودتان، ایشان ۵۰ فن با شما کار میکند، از این ۵۰ تا، با ۷ تایش مخالفید و به هر دلیلی باور دارید که این ۷ تا را نباید استفاده کرد، اینجا اگر شما از مربی تان بت نساخته باشید در ذهن باعث میشود کارکرد مربی را در حد یک ویدئوی یوتیوب یا یک کتاب آموزشی پایین بیاورید، دقیقا همان ۷ فنی که میگویید نباید انجام بشود، باید انجام بشود!

که این بحث من را می کشاند به مطلب دیگری تحت این عنوان که: «مربی خود را بسیار با وسواس انتخاب کنید»
شما باید ذهنیت آن فرد(استاد یا مربی یا معلم یا هر اسمی دارد) را در آن زمینه خاص در ذهن خود کپی پیست کنید، فقط در صورت باز بودن نسبت به او و حتی «پرستش» او است که میتوانید این کار را انجام دهید. بعد از تمام شدن دوره آموزشی، میتوانید بروید با مربی های دیگر (که آنها را هم با وسواس زیاد انتخاب میکنید، و چون درک بهتری از موضوع دارید، مربی های بهتری را خواهید دید) کار کنید و ذهنیت آنها را جذب کنید، در نهایت اگر بین نظرات مربی های مختلف تفاوت وجود داشت، حالا که در آن زمینه خبره شده اید تازه میتوانید برای نظر خود ارزش قائل باشید.

در نهایت این باور من است که یک جمله ی ۳ کلمه ای ثابت را اگر یک استاد درست به شما بگوید هزار برابر تاثیر دارد، تا اینکه همان جمله را یک فرد کاذب به شما بگوید.

دقیقا باید دید چه کسی دارد حرف میزند، نه اینکه هر فردی چه حرفی میزند.(درست مخالف ظاهر حدیث امام علی)

امام علی میگوید باید ببینی چه حرفی زده میشود نه اینکه چه کسی دارد آن را میگوید.

این حدیث غلط نیست، کاربرد خودش را دارد. ما حدیث ها را با تفسیرشان یاد نمیگریم متاسفانه.

فرض کنید یک لیوان آب میخواهید بخورید و یک مرتبه یک بچه ۶ ساله میاید میگوید این را نخور چون یک نفر در آن آب دهان انداخته، شما به حرف بچه گوش میدهید؟؟ یا میگویید نه این بچه صلاحیت ندارد!!!!؟؟؟

حالا فرض کنید میخواهید بروید کدنویسی PHP یاد بگیرید، آیا سراغ آن بچه را میگیرید؟؟!!!!

قضیه بسیار روشن است.

پی نوشت۱: زندگی بسیار کوتاه تر از آن حرف هاست که بخواهیم با استاد های حتی «خوب» کار کنیم، باید سراغ «بهترین» ها برویم. هزینه ای که برای آموزش میکنیم برخواهد گشت.

پی نوشت۲: اگر میبینید در یک زمینه خاص سال هاست مشکل دارید؛ مثلا کاهش ورن، ارتباط با جنس مخالف، کسب ثروت، تحلیل بازار فارکس، دیجیتال مارکتینگ، هر چیزی، هرچیزی که هست… در این صورت، راه حل منطقی این است که یک مربی خصوصی بگیرید برای آن موضوع که شما را مرتب «چک کند» یا اصطلاحا monitor کند، که به او mentor (منتور) میگوییم. { وقتی سال هاست که در یک زمینه مشکل دارید، مسلما کتاب ها و دوره های آموزشی ویدیویی و این قبیل چیز هارا تست کرده اید، دیگر سراغ آن ها نروید، الان به یک «آدم!» نیاز دارید که دست شما را بگیرد جلو ببرد. یا نه، این اصطلاح که«دست شما را بگیرد ببرد» غلط است، بهترش این است:
شما به کسی نیاز دارید که مرتب از او خط بگیرید، مرتب سرش نق بزنید، گاهی ده بار در روز به او پیام دهید و گیر های کوچک خود را برطرف کنید، یک کسی که تمام ابهامات را برطرف کند. این راه رسیدن به هدف هاست. در ضمن این منتور یکی از کارهایی که انجام میدهد انگیزه دادن هم هست، خیلی وقت ها حال ندارید بلند شوید و بروید باشگاه (در صورتی که مثلا هدف تناسب اندام شماست) بعد به خود میگویید من الان اگر نروم، جواب او را چه بدهم؟! اگر گفت رفتی یا نه چه بگویم؟! نه نمیتوانم، او خیلی در من سرمایه گذاری کرده، باید بروم باشگاه هر طور شده!  … مثال هایی از این دست.

پی نوشت۳: تا به حال با پدربزرگ سالم و تندرستتان به کوه رفته اید؟!
یکی از لحظاتی که برای من نقش مربی داشتن را خیلی عمیق در ذهنم حک کرد آن روزی بود که در کوه های نهاوند با پدربزرگم داشتم میرفتم، روی کوه هم نه حتی، همان قسمت تپه ها و علف و جویبار هایش، بعد میدیدم «چقدر راحت تر است» که من پایم را جای پای او بگذارم و پیش بروم، تا اینکه برای هر قدم بخواهم فکر کنم الان زمین کجا گل است کجا سفت است کجا اگر پایم را بگذارم ماری ممکن است از آن بیرون بیاید، قدم بعدی را چقدر بلند بردارم خوب است، چطور بروم که خورشید به صورتم نخورد، و هزار مولفه دیگر! در یک کوهنوردی ساده!!!!!!

دیگر خودتان اهمیت داشتن مربی در امور مهم تر زندگی را دریابید.

«احمقانه» ترین جمله ای که کسی میتوانید بگوید این است که« خودم انجامش میدهم، خودم میتوانم».


مربی داشتن

چهار چیزی که باید در منتور خود به دنبالش باشید (+)

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اسکرول به بالا