اولین روز نوشته ی امیرمحمد کرمعلی

الان که این وبلاگ رو راه اندازی میکنم تقریبا ۱۶ ماه از استارت رسمی ۳۰نمازبان میگذره- خیلی هم رسمی نیست چون اصلا جایی ثبتش نکردم و هر آن ممکنه یکی به اسم خودش ثبت شرکت بکنه! باکی نیست.

احتمال میدم تعداد کل افرادی که تا به امروز از آموزش ها بهره برده باشند(غیر رایگان ها) به ۱۵۰۰ نفر رسیده.
جالبه وقتی فکر میکردم الان دیگه کسب و کارم به جای خوبی رسیده و لابد همه من رو با اون اسم و با برچسب مدرس میشناسن، وقتی رفتم پیش دایی ام که در خیابان نزدیک لبافی نژاد انتشارات داره و همیشه پیگیر کار هام بوده، متوجه شدم که ابدا! اصلا سایت من رو نمیدونن چی هست. تازه اونجا برام جا افتاد که واقعا تا آدم به موفقیت خیلی بزرگی نرسه هیچ کس اهمیتی نمیده. البته باید این رو ترکیب کنیم با این سخن که: اطرافیان آدم آخرین نفراتی هستند که به موفقیتش اعتراف میکنند. (فکر کنم محمدرضا شعبانعلی گفته بود)

این رو گفتم که بگم تقریبا اطمینان کامل دارم که مطالبی که اینجا مینویسم رو هیچ کدوم از ده ها دوست و آشنا و شاگردم نخواهند خوند! مگر بادی از جانب صحرا های گوگل وزیدن بگیره و با خودش چند خواننده بیاره!

سلام صحرا نشین (!)

خیلی هم بد نیست، همیشه یک سری حرف ها هست که نمیشه گفت. نمیشه اعلام عمومی کرد برای نزدیکان!

هر چند من چند سالیه یک کانال تلگرام دارم و مطالبی که برام جالبه رو share میکنم داخلش و گاهی متنی از خودم مینویسم. لینکش رو اینجا میگذارم براتون:
t.me/TEHRANayeneDARgharB

بالاخره امروز تصمیم گرفتم و وبلاگ رو بالا اوردم. نام گذاری وبلاگ هم (blog.karamali.pro) به تقلید کور کورانه از استاد عزیزم میثم مدنی بود! البته اگر پسوند .com این دامنه باز بود آن را میگرفتم ولی خب …

فشار های دوستم مجید هم بی تاثیر نبود در استارت زدن این وبلاگ.

در سایت eipc.ir مقالات خودمانی راجع به زبان انگلیسی مینویسم و در ۳۰namazaban.com دروس ویدئویی را انتشار میدهم. در گروه تلگرام ۳۰نمازبان به سوالات پاسخ میدهم و در اینجا…

و در اینجا اما، هر چه دلم بخواهد مینویسم.

بسیاری مطالب بوده اند که نوشنته شده و مچاله شده و دور ریخته شده اند.

بعضی مطالب و خاطرات که جان سالم به در برده اند و چند سال بعد آنها را خوانده ام، از خواندنشان چنان لذتی برده ام که گویی سال های تلف شده در دانشگاه و دبیرستان را به من برگردانده اند(!)

مخاطب خاصی ندارم اینجا. برای خودم مینویسم و دوستان نزدیکم که شاید فایده ای کند حرف هایی که همیشه در ذهنم به خودم میزنم را اینجا بلند بلند بگویم.

یک چیز را همین الان با هم طی کنیم؟!
من برای بازاری ها خیلی بیشتر احترام قائلم تا اساتید دانشگاه. این تم ذهنی من هست.

برای مدیر بستنی نعمت که وقتی میخواهد کتاب زندگی نامه اش را بنویسد در هر صفحه اش مقادیر نامتنابهی غلط املایی دارد بیشتر ارزش قائلم تا استاد دانشگاهی که مقالات بیمصرف بی غلط از حلقوم دانش جو بیرون بکشد.

از شکست هایم، دوست دارم از شکست هایم برایتان بنویسم.

پی نوشت:
امروز ۱۵ فروردین ۱۳۹۹ است. کرونا آمده و امید دارم بتواند با شعوری کافی اساتید دانشگاه بیمصرف را الک کند و ببرد با خود!

الان که دارم این متن را به پایان میبرم، روی تخته ی اتاقم نوشته ام:

  1. MAN UP
  2. YE ACT
  3. سحر خیزی

7 دیدگاه دربارهٔ «اولین روز نوشته ی امیرمحمد کرمعلی»

  1. سلام خیلی خوشحالم ک بلاگ زدید 🙂 ان شاءالله ک مفید باشه هم برا شما هم برا ما 🙂
    صدقه‌ی جاریه باشد برایتان
    سعی میکنم هر روز سر بزنم ب بلاگتون ان شاءالله 🙂

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اسکرول به بالا