شکرگزاری یا کفران

داشتم فکر میکردم به این رسیدم:

مگر نمیگیم «لا حول و لا قوه الا بالله»؟؟ خب، پس این یعنی هر چیزی اراده ی خداست.

هر کسی هررر کاری که میکند اراده خداست، هر اتفاقی میفتد اراده و خواست خداست، هر چیزی میبینیم خدا خواسته ببینیم، هر چیزی هر فرمی دارد خدا خواسته آن فرم داشته باشد، هر احساسی داریم خدا خواسته، هر چیزی را مگر نمیگوییم نیست مگر جزو « حول و قوه ی خدا»؟

خب، حالا خیلی آبرو ریزی است اگر به خواست خدا گله کنیم، بگوییم عه این چه است، اینطوری نمیخواهم، باید آن طور بشود، فلان طور بشود، این بد است، زشت است…  هر ایرادی از هر چه بگیریم، از خدا گرفته ایم.

برای همین میگویند انسان یا در حال شکر است یا کفر، وسط ندارد.

اگر شکر کنی که خب «خواست خدا» را تایید کرده ای و خوب است، اگر شکر نکنی و ایراد بگیری، یعنی نخواسته ای آن «زیبایی»ای که خدا در چیزی قرار داده را ببینی، کفر ورزیده ای.. کفر یعنی پوشاندن،،، آن زیبایی را پوشانده ای…. خدا که جز زیبایی نیست. اگر جز زیبایی میبینیم، یعنی غرق در کفریم، به همین شدت و غلظت.

و قلیل من عبادی الشکور…

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اسکرول به بالا