چه الگویی بهتر از خود آدم برای موفقیت؟!

شاید بد نباشه به دو یا سه موفقیت درست و حسابی و پدرومادر داری که تا به امروز داشته ایم نگاهی بیندازیم؛ نه، نگاه انداختن کافی نیست، باید بنشینم و آنها را روی کاغذ بنویسم، خوب و با جزئیات بنویسم.

چه میخواستم، چه کردم، چه شد…. و چیزهایی از این قبیل را.

بعد الگویش را در بیاورم و خلاص!

این می‌شود فرمول موفقیت خاص هر فرد.

حالا، به من بگید آیا این بهترین راه هست برای موفقیت های بعدی؟!
اگر همین فرمول جواب داده و میدهد و خواهد داد، پس نقش مربی و منتور داشتن چیست؟ پس دیگر چرا کتاب بخوانیم؟!

تنها کمکی که این فرمول موفقیت شخصی به ما میکند این است که نشان میدهد که بهترین حالت و حداکثر performance ما از چه تابع ریاضیاتی ای پیروی میکند.

حالا که تابعش را یافتیم، باید بهترش کنیم، انقدر ازش مشتق و انتگرال بگیریم و تغییر دهیم تا هر روز بهتر شویم.

فایده دیگر این نوشتن، این هست که تمرکز ذهن را میبرد روی فاز موفقیت و پیروزی و حرکت به سمت اهداف. همین خودش کافی است به عنوان جایزه ی چند دقیقه نوشتن، مگر نه؟!

مثلا تابع موفقیت من در مورد لاغری به گونه ای بود که، جواب داد، اما باگ داشت، باگش این بود که من را از درس و دانشگاه دور کرد برای مدتی، ولی خب … ولش کن بعدا شاید نوشتم راجع بهش.

نوشتن، انجام دادن است.(شاهین کلانتری)

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اسکرول به بالا